سید اسماعیل موسوی، طاهر علیزاده چهار برج، محمدرضا شیخ، مریم یاوری کرمانی، دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه و هدف: اختلالات روانی، اختلالات شایعی میباشند که این اختلالات باعث کاهش عملکرد اجتماعی افراد میشوند. بعضی گروههای خاص مانند بیماران دیابتی نسبت به ابتلای به این اختلالات آسیبپذیرتر میباشند لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی فراوانی علائم اختلال روانی در بیماران دیابتی انجام شد.
مواد و روشها: بدین منظور از میان جامعه آماری بیماران دیابتی، تعداد ۱۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جهت مقایسه با افراد دیابتی، یک نمونه ۱۰۰ نفری نیز از افراد غیر دیابتی انتخاب شدند که ازلحاظ سن، سطح تحصیلات و وضعیت اجتماعی و اقتصادی همتاسازی شدند. دو گروه بهوسیله آزمون۹۰ SCL- موردسنجش قرار گرفتند. آزمون۹۰ SCL- دارای ۹۰ ماده است و برای ارزشیابی علائم روانپزشکی مورداستفاده قرار میگیرد. نقطه برش این آزمون در ایران ۴/۰ گزارششده است.
یافتهها : با توجه به مبانی نظری، نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که فراوانی علائم اختلالات روانی در بیماران دیابتی نسبت به غیر دیابتیها بیشتر است. نمره مقیاسها در افراد دیابتی بیشتر از افراد غیر دیابتی بود. بیشترین و کمترین نمرهها در افراد دیابتی به ترتیب مقیاسهای اضطراب (۷۸/۰ ± ۶۶/۲) و روانپریشی (۶۷/۰ ± ۹۹/۰) بود.
بحث و نتیجهگیری: میزان بالای علائم اختلال روانی در بیماران دیابتی نشاندهنده آسیبپذیری بیشتر آنان است و ارزیابی منظم و ارجاع بهموقع برای درمان میتواند باعث افزایش سطح بهداشت روانی و انجام مداخلات و سیاستگذاریهای مناسب برای آنان گردد.
حدیث مستعلی زاده، حمید رضا شیخی، علی رضا شیخی، دوره ۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه و هدف: دیابت شایع ترین بیماری مزمن در جهان و ایران است. مهمترین عامل زمینه ساز مرگ و ابتلا به عوارض در این بیماری نقص در سازگاری و کاهش کیفیت زندگی و در نتیجه برآورده نشدن نیاز های مرتبط با آن است. مراقبت مبتنی بر الگوی سازگاری روی می تواند در ارتقای سطح سازگاری و به دنبال آن کنترل بهتر بیماری و افزایش کیفیت زندگی موثر باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر مداخله پرستاری بر اساس "مدل سازگاری روی" بر ابعاد سازگاری بیماران مبتلا به دیابت بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع نیمه تجربی بوده و نمونههای پژوهش شامل ۴۸بیمارمبتلا به دیابت مراجعه کننده کلنیک دیابت شهرستان زابل در سال ۱۳۹۵ بود. افراد با لحاظ معیارهای ورود، بطور تصادفی به دو گروه آزمون (۲۳نفر) و کنترل (۲۵ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمون مداخله آموزشی-حمایتی مبتنی بر "الگوی روی" را در ۱۰ هفته دریافت نموده و پس از ۴ هفته پایش با گروه کنترل مقایسه شدند. دادهها به کمک فرم اطلاعات دموگرافیک، فرم بررسی و شناخت روی و پرسشنامه استراتژیهای سازگاری، جمعآوری و با استفاده از نرمافزار SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای t مستقل و زوجی، کایاسکوئر در سطح معنی داری ۵ درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافته ها نشان داد تعدادرفتارهای ناسازگار در سه بعد درک از خود، ایفای نقش و استقلال و وابستگی در گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری نداشت. اما بعد از مداخله تعداد رفتارهای ناسازگار در این ابعاد درگروه آزمون نسبت به گروه کنترل کاهش معنا داری را نشان داد (P<۰/۰۵).
بحث و نتیجهگیری: استفاده از الگوی سازگاری روی به عنوان یک مداخله اثر بخش می تواند در افزایش سازگاری، ارتقا سلامت وکیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ مفید باشد.
شیما شیخ، سعید ملیحی الذاکرینی، فاطمه محمدی شیرمحله، فاطمه زم، احمد باصری، دوره ۸، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده
مقدمه و هدف: دیابت یکی از بیماریهای متابولیک مزمن چند عاملی است که علاوه بر تاثیر بر وضعیت بالینی فرد هزینه های بسیاری رابه جوامع مختلف در کل دنیا و همچنین در ایران وارد می نماید.اینمطالعهباهدف بررسی اثر دوروش رفتار درمانی دیالکتیکی و روان درمانی فراشناختی بر افسردگی و قندخون ناشتای بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کارآزمایی بالینی شاهدار از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود.نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس از میان بیماران مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت مشهد انجام شد که به سه گروه بیست نفره بصورت تصادفی دردوگروه آزمایشی و گروه کنترل قرارگرفتند.دادههایمربوطهپسازگردآوریبانرمافزار۲۱ SPSSبه روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر موردتجزیه وتحلیل قرارگرفت. یافته ها: بر اساس نتایج بدست آمده مشخص گردید اختلاف معنی داری بین میانگین گروههای مداخله و کنترل وجود داشت (۰/۰۵>p ). بعبارتی دو روش رفتار درمانی دیالکتیکی و روان درمانی فراشناختی باعث کاهش معنی دار افسردگی و قندخون ناشتای بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بنظر می رسد دو روش رفتار درمانی دیالکتیکی و روان درمانی فراشناختی می توانند به عنوان یک مداخله روان شناختی موثر برای کاهش افسردگی بیماران مورد استفاده قرار گیرند، که این امر نیازمند مطالعات بیشتر می باشد.
محبوبه شیخ، پویا استادرحیمی، الهام شهرکی، دوره ۹، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه و هدف: بیماری های عروق کرونر از علل اصلی مرگ و میر در دنیا می باشند، عوامل مختلفی در بروز و مرگ و میر ناشی از آنها موثرند. دیابت یکی از فاکتورهای خطر بروز سندرم کرونری حاد می باشد. این مطالعه با هدف بررسی میزان قند خون بالا در بدو بستری با مرگ و میر داخل بیمارستانی بیماران با سندروم حاد کرونری انجام گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی_ توصیفی در۲۴۶ بیمار بستری با سندرم کرونری حاد در بخش مراقبت ویژه قلبی بیمارستان امیر المومنین زابل انجام شد. بیماران بر اساس قند خون بدو مراجعه به دو گروه (اول) با قند خون ≥ ۲۰۰ میلیگرم بر دسی لیتر و (دوم) کمتر از۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر تقسیم شدند و عوارض قلبی عروقی و مرگ و میر طی مدت بستری در دو گروه بررسی شد. داده ها با استفاده از فرم های اطلاعاتی جمع آوری و بررسی شد و در نهایت توسط نسخه ۲۲ نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: از ۲۴۶ بیمار مورد مطالعه با میانگین سنی۶/۵±۶۲/۸ ، ۱۶۶(۶۷/۵ درصد) مرد و ۱۰۶(۴۳ درصد) بیمار قند خون بدو بستری بالای ۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر داشتند. فراوانی سابقه فشارخون بالا ، بیماری عروق کرونر، ، شاخص توده بدنی، کلسترول توتال، LDL، سطح سرمی تروپونین ، افت کسر جهشی بطن چپ در گروه اول بیشتر بود. میزان حوادث قلبی عروقی از جمله نارسایی حاد قلبی ، شوک کاردیوژنیک، آریتمی ، سکته مغزی و مرگ و میر داخل بیمارستانی ناشی از آن نیز در گروه اول بالاتر بود. علی رغم فراوانی بالاتر مرگ در بیماران با قندخون بالا ، سابقه قبلی دیابت تاثیری در افزایش مرگ و میر نداشت.
نتیجه گیری: با اقدامات پیشگیرانه از جمله غربالگری منظم جمعیت در معرض خطر و تشخیص زودهنگام دیابت و کنترل آن می توان از بروز عوارض قلبی عروقی از جمله سندروم های کرونری حاد و مرگ و میر ناشی از آنها پیشگیری و از تحمیل بار اقتصادی، اجتماعی و درمانی بیشتر بر جامعه اجتناب کرد.
مقدمه و هدف: افراد مبتلاء به دیابت طی همهگیری کووید-۱۹ علاوه بر مراقبتهای جسمانی، نیازمند دریافت حمایتهای روانشناختی نیز هستند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت زندگی و پریشانی روانشناختی بیماران مبتلاء به دیابت طی همهگیری کرونا ویروس ۲۰۱۹ انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مروری سیستماتیک با جستجو توسط واژگان کلیدی Coronavirus ۲۰۱۹، Quality of Life ، Diabetes، Depression, Stress, Anxiety, Mental Health,،Pandemic و Psychology در عناوین و چکیدهی مقالات منتشر شده در پایگاههای Google Scholar، PubMed، Scopus و ScienceDirect در بازه زمانی ۲۰۲۰ (از ماه فوریه) تا ۲۰۲۱ (تا ماه جولای) مورد جستجو قرار گرفت. در جستجوی الکترونیک ۳۸۲ مقاله انگلیسی بازیابی شد. خلاصه مقالات منتشر شده بررسی شد و در چند مرحله موارد تکراری و غیر مرتبط از مطالعه حذف گردید و در نهایت ۲۳ مقاله نهایی برای بررسی جامع و استخراج دادهها انتخاب شدند. در این مطالعه از راهنمای گزارشدهی مطالعات مرور سیستماتیک پریزما PRISMA استفاده شد.
یافته ها: بررسیهای انجام شده نشان داد طی همهگیری کووید-۱۹ بیماران مبتلاء به دیابت به علت عدم دسترسی کافی به انسولین و پزشک، فاصلهگذاری اجتماعی، دوری از دوستان، تنهایی و عدم فعالیت بدنی کیفیت زندگی پایینی را تجربه کردند. همچنین سیستم ایمنی ضعیف و ترس از ابتلاءء به کووید-۱۹ باعث گردید بسیاری از بیماران مبتلاء به دیابت از استرس، افسردگی، اضطراب، کیفیت خواب پایینی رنج ببرند. عواملی مانند زن بودن، درآمد و تحصیلات پایین، تنهایی، سابقه اختلال روانی، عدم فعالیت بدنی، استعمال دخانیات، ترس از کووید-۱۹ و عدم حمایت اجتماعی منجر به تشدید پریشانی روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی بیماران دیابتی شد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه در مواجهه با کرونا ویروس ۲۰۱۹، بیماران مبتلاء به دیابت جزو گروههای پرخطر هستند و سلامت روانی آنها نقش مهمی در شدت بیماری و سطح قند خون آنها ایفا میکند لازم است روانشناسان طی شیوع کووید-۱۹ از مراقبتهای روانی مجازی و از راه دور استفاده نمایند تا شاهد افزایش کیفت زندگی و سلامت روانی بیماران مبتلاء به دیابت باشیم.
لیلا شیخ نژاد، Mr محمد کرامتی، دکتر هادی حسنخانی، دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه و هدف: کتواسیدوز دیابتی (DKA) به عنوان یک وضعیت حاد یکی از عوارض تهدید کننده زندگی بیمار دیابتی است. مدیریت مؤثر کتواسیدوز دیابتی بر شرایط بیماری تأثیر می گذارد. هدف از این مطالعه شناسایی و برجسته کردن نقش پرستار در مدیریت کتواسیدوز دیابتی است.
روش: این پژوهش یک مرور روایی بود. طی جستجوی جامع در پایگاه های الکترونیکی با کلمات کلیدی، مقالات مرتبط شناسایی شد و پس از بررسی، نکات مهم و پرکاربرد آن ارائه شد.
یافته ها: پرستاران در ارزیابی، تشخیص و مدیریت کتواسیدوز دیابتی نقش دارند. نقش های شناسایی شده عبارتند از: برقراری تعادل مایعات و الکترولیت ها، تنظیم دوز انسولین دریافتی بیمار، طراحی برنامه ترخیص با هدف جلوگیری از عود DKA.
نتیجه گیری: مدیریت کتواسیدوز یک کار تیمی بین رشتهای است که در آن پرستاران نقش کلیدی در شناسایی، کنترل، پیشگیری از پیشرفت و عود علائم دارند. برای مدیریت موفق کتواسیدوز، استفاده از پرستاران ماهر و آگاه ضروری است.
زهرا پورموحد، رویا جعفری ندوشن، کیانا شیخ زاده، ناهید آردیان، منصوره نصیریان، محمدعارف ملک پور، دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
مقدمه و هدف: دیابت بیماری مزمنی است که برعملکرد فردی، اجتماعی و روانی افراد مبتلا تاثیر دارد. کاهش سازگاری زناشویی و ایجاد مشکل در تحکیم خانواده از عواقب دیابت به شمار می رود. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر تحکیم خانواده در زنان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت شهر یزد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه یک مداخله ی آموزشی از نوع نیمه تجربی بوده که در سال ۱۴۰۰ بر روی ۶۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. نمونه ها به صورت در دسترس انتخاب و سپس بطور تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه تحکیم خانواده برای جمع آوری داده ها استفاده شد. مداخله آموزشی به صورت مجازی طی هفت جلسه انجام شد. از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و سطح خطای ۰/۰۵ و با استفاده از آزمون های تی مستقل، تی زوج، آنالیز واریانس، کوواریانس و من ویتنی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید.
یافته ها: پس از مداخله میانگین نمره ی تحکیم خانواده در گروه آزمون به طور قابل ملاحظه ای نسبت به گروه کنترل کاهش یافت و تفاوت بین دو گروه از این لحاظ معنی دار گردید. لازم به ذکر است که نمره ی پایین تر نشانه ی تحکیم خانواده ی بهتر است. نتیجه ی آزمون تی زوج برای مقایسه ی قبل و بعد از مداخله بیانگر تاثیر آموزش در گروه مداخله بود.
نتیجه گیری: مداخله آموزشی بر تحکیم خانواده در در زنان مبتلا به دیابت نوع دو شهر یزد مؤثر بود. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده به بررسی و برنامه ریزی برای ارتقای تحکیم خانواده در بیماران مبتلا به سایر بیماری های مزمن پرداخته شود. همچنین شایسته است به بهبود بعد عاطفی بیشتر توجه گردد.